شب و ستاره

شب است و سایهٔ خاموشی بر دیار من
ستاره‌ای نگران است از فراز آسمان

چراغ کلبهٔ من را نسیم می‌لرزاند
ولی شعله نمی‌میرد در این شبِ طولانی

بخوان ای دل که فردا صبح خواهد شد
و خورشیدی ز پشت این کوه‌ها سر خواهد زد

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *